احمد بن محمد ميبدى
61
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
. . . وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ . آيه . غافلان دو گروهند : يكى در كار دنيا و هواى نفس مستغرق ، و از شغل دنيا به كار دين نپرداخته و در غرقاب شهوت بمانده ، از دنيا نمودارى بينند و از آخرت غافل باشند . گروه دوم آنان كه در مشاهدهء جلال و جمال حق مستهلك ، آنچنانكه از وجود خود بىخبر گشته و حقّ آنان را از بود خود بيزار كرده است . مصطفى در شب معراج يعنى شب قرب و كرامت كه او را بر گلشن بلند خرام دادند ، چون به منزل ( قاب قوسين ) رسيد ، كبرياء و عظمت الهى را ديد ، گفت : خداوندا ، من نتوانم ثناى تو را بر شمارم . اين عجب نگر ، اى جوانمرد كه همه ثناى حق از وى آموزند و او به عجز خويش از ثناى وى خشنود آمد ! و به زبان حال گويد : جويندهء تو همچو تو فردى بايد * آزاده ز هر علّت و دردى بايد ! سوره 21 آيه 4 4 - قالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ . آيه . در همه آسمانها و زمين ، خداوند شنونده همهء سخنها ، پاسخ گويندهء همهء پرسشها ، نيوشندهء همه آوازها و رازها است . خواهندگان را بخشندهء آنچه خواهند ! يكى نعمت دنيا خواست ، يكى نعمت دين ! نعمت دنيا چهار است : صحّت و عافيت ، امنيّت و فراغت ، نعمت دين نيز چهار است : در تن طاعت ، بر زبان شهادت ، در دل معرفت ، در سر محبّت ! خداوند به فضل و كرم خويش اين نعمتها از تو دريغ نداشت ، تو نيز به طمع زيادت ، شكر و سپاس از او دريغ مدار ، كه فرمود : شكر نعمت نعمتت افزون كند * كفرِ نعمت از كفت بيرون كند سوره 21 آيه 7 7 - . . . فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ . آيه . اين آيت اشارت است به علم شريعت كه آدميان بدان مكرّم و محترم و دانايان در دو جهان عزيز و مفخّم . از حق شنيده در تنزيل ، و از مصطفى شنيده در بلاغ ، و از استادان آموخته به تلقين . و گذشته از علم شريعت علم حقيقت است ، علم شريعت آموختنى است و علم حقيقت يافتنى ! علم شريعت به تلقين است و علم حقيقت از نور يقين است ، علم حقيقت آفتابى است كه آدمى به نور عزّت از آفاق دل بيند ! او ذات نبوّت و رسالت بشناسد . لطيفه : گويند : اهل ذكر اهل قرآناند كه در معانى و مبانى آن نظر كرده و به لطائف و حقايق آن راه برده و به احكام و مواعظ آن آگاه و ربّ عزّت ، دلهاى آنان را به نور حكمت روشن گردانيده و چراغ معرفت در باطن ايشان افروخته و مؤمنان را به چراغ دانش ايشان ، راه حق يافته ، شواهد عزّت و دلائل حكمت بر ايشان كشف گشته . سوره 21 آيه 10 10 - لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ . آيه . اين آيت اهل قرآن را تشريفى است بزرگوار ، و تهنيتى مهربار ، كه خاك جهان غلام قدمهاى اهل قرآن ، و عرصهء قيامت و صعيد سياست در آرزوى ديدار اهل قرآن ، و قدحهاى شراب كوثر مشتاق لبان اهل قرآن ، و درجات جنّات عدن و حور عين و جويهاى سلسبيل همه دربند انتظار اهل قرآن است . و از همه عزيزتر و بزرگوارتر آنكه ذات صمدى و صفات سرمدى در اشتياق اهل قرآن است كه خود فرموده : نيكوكاران شوق لقاى من دارند ، و شوق من به لقاى آنان بيشتر و بالاتر است ! سوره 21 آيه 11 11 - وَ كَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْيَةٍ كانَتْ ظالِمَةً . آيه . نتيجهء ظلم ، خرابى وطن است كه مصطفى فرمود : اگر ظلم خانهاى در بهشت باشد خداوند خرابى را بر آن خانه مسلّط خواهد كرد ! و ظلم سخت و عجيب آنكه بنده بر خويشتن ستم كند يعنى كه بجاى طاعت معصيت نهد ، و خداوند خانهء باطن او را خراب كند و بجاى توفيق ، خذلان نشيند ، و شواهد معرفت از آن خانه رخت بربندد و وسوسهء شيطانى بجاى وى رخت فرونهد ! گويند : در اين آيت اشارت به محو و اثبات است ، محو آنست كه گفت : چه شهرها و خانهها كه درهم شكستيم